مدیران ذهنیتی مبتنی بر توسعه پایدار ندارند

تاریخ نشر: 1396/07/03 تعداد بازدید: 70 کد خبر: squ8urma
در یک کلام، باید به سمت توسعه پایدار برویم. باید آموزش دهیم و به ویژه در بخش کشاورزی فرهنگ سازی کنیم. در این صورت است که می توان بخش های مختلف جامعه؛ از کشاورزان گرفته تا سایر عوامل نیروی کار، جوانان و حتی کودکان را آموزش داد و آنها را با مسائل مربوط به توسعه پایدار آشنا کرد، تا بیاموزند که در درجه اول به جای بهره برداری صرف از طبیعت اول به آن احترام بگذارند
  1. در خردادماه سال ۱۳۹۳ خورشیدی، خبرگزاری جهانی طبیعت با انتشار خبری، بحران شدید آب را برای ایران یزرگترین چالش در دوران معاصر خواند. در این گزارش آمده است که بر اساس مستندات راهبردهای بین‌المللی آینده (FDI)، ایران از سال ها پیش در معرض بحران آب قرار داشته است، اما در سه دهه اخیر برای آن گامی برداشته نشده است. این گزارش حاکی از آن است که ایران از مرحله آمادگی برای خطر عبور کرده و هم ‌اکنون در خطر قرار دارد. روزنامه واشنگتن پست نیز در تیرماه ۱۳۹۳، اعلام کرد که ایران در بین ۲۴ کشوری قرار دارد که وضعیت آب در آنها خطرناک است. بررســی تحولات منابع آب در کشور نشان می دهد کــه تحــت تــاثیر کــاهش بارنــدگی نسبت به روند بلندمدت، مدیریت ناکارآمد منابع آب و همچنـین بهره برداری بی رویه از منابع آب، کاهش منابع آب زیرزمینی تشدید شده است؛ به طوری که براساس ـاخص جهانی سازمان ملـل کـه میـزان درصد برداشــت از منــابع آب تجدیدپذیر هــر کشور را به عنوان شاخص اندازه گیری بحران آب معرفی می کنـد، شـاخص مزبور در سال ٢٠١١ برای کشور ایران ٧٢.٣ درصد بوده است کــه حاکی از قرار گرفتن ایران در وضعیت «بحران شدید آب» است. برای بررسی علت خبرنگار جی پلاس با «مهندس حمیدرضا خدابخشی»، رئیس انجمن صنفی مهندسان صنعت آب خوزستان، گفت و گو کرده است. متن کامل این گفت و گو را در ادامه بخوانید. وضعیت آب ایران را چگونه می بینید؟ در حدود یک سال پیش، ناسا اعلام کرد که برخی از مناطق دنیا وارد دروه خشکسالی می شوند. یکی از این مناطق ایران است. به ویژه نیمه جنوبی ایران به شدت در معرض خشکسالی قرار دارد. در واقع، چندین سال است که ما از سال ۸۷ تا امروز وارد خشکسالی شده ایم. در طول این چند سال نیز آمارهای ارائه شده هیچوقت آمارهای نرمالی نبوده و به عبارتی ما همیشه زیر خط نرمال بوده ایم. مشکل این است که مصارف آب همواره در هر شرایطی ثابت است. وقتی این موضوع تکرار می شود دچار خشکسالی های بحرانی می شویم. بیشتر حجم منابع آبی کشور صرف بخش کشاورزی می شود. با این وجود، وزارت جهاد کشاورزی و وزارت نیرو در شرایط فعلی کاری برای کنترل منابع آبی کشور برنامه مشخصی در دست ندارند. خوشبحتانه دولت یازدهم کارهای مهمی در این زمینه صورت داده است. از سال ۹۲ به ویژه در بخش کشاورزی، شعارها به سمت مدیریت منابع بوده است. ایجاد محدودیت های افراد در بخش کشاورزی و ایجاد راهکارهایی برای تشویق کنترل مصارف، جهاد کشاورزی هم مانند وزارت نیرو برنامه های مناسبی را در دست دارد. به طور کلی باید به یاد آوریم که ایران با کمبود منابع آبی رو به رو بوده و هشدارها همیشه به بخش های مختلف داده شده است. اما متاسفانه در این زمینه سرمایه گذاری و آموزش صورت نگرفته است. در واقع، هماهنگی بین وزارت نیرو و جهاد کشاورزی وجود ندارد. به این معنا که جهاد کشاورزی پیوسته شعار افزایش و توسعه کشاورزی را بدون درنظر گرفتن منابع آبی سر می دهد. وزارت نیرو نیز تحت فشارهای وزارت جهاد کشاورزی بوده و از طرف دیگر، تحت فشار افزایش تقاضای نیروی کار در حوزه مربوط به خود است و به همین خاطر ضعیف عمل کرده است. در نتیجه اتفاقی که رخ داده این است که بخش کشاورزی توسعه اراضی و مصارف آب پیدا کرده و از طرفی اشتغال در بخش صنعت شکل نگرفته است و چون در رابطه با الگوی مصرف کاری انجام نشده افزایش مصرف منابع به صورت بی رویه اتفاق افتاده است. باید بگویم دو اتفاق بد افتاده است: هم مصرف کرده ایم و هم بد مصرف کرده ایم. بنابراین، باید گفت که علاوه بر مشکل خشکسالی که از خصوصیات اقلیمی ایران است و قابل تغییر هم نیست؛ با عامل انسانی نیز _که کم آبی را تشدید می کند _ رو به رو هستیم. می بینیم که در حوزه های بالادستی منابع آبی بدون هیج کنترلی مصرف آب افزایش پیدا کرده است، درنتیجه در پایین دست رودخانه ها آبی وجود ندارد. مثلاً در غرب رودخانه زاینده رود مصارف افزایش پیدا کرده و توسعه اراضی و باغات اتفاق افتاده اما پایین دست به شدت خشک شده است. دریاچه ارومیه نیز به همین صورت چون در پایین دست قرار گرفته در حال خشک شدن است در حالی که در بالادست رودخانه توسعه باغات سیب و انگور رخ داده است. یعنی سیستم آیباری در کشور، مشکل عمده ای ست؟ علت اصلی خشکسالی در کشورمان را باید در شرایط اقلیمی آن دانست. اساساً ایران در کمربند خشکی واقع شده است . اما غیر از این عوامل دیگر نیز دخیل هستند که در بالا توضیح دادم. راه حل این بحران را در چه می بینید؟ نکته مهم این است که بدانیم کشاورزی مزیت مهم کشور ما نیست. استراتژیک هست اما مزیت نیست. ما باید بخش های دیگر از جمله صنعت را بیشتر تقویت کنیم. اگر بخواهیم حتماً کشاورزی را در تمام بخش های کشور توسعه دهیم قطعاً به مشکل برمی خوریم. بنابراین برای حل این معضل باید چند کار را انجام دهیم. شجاعانه بپذیریم که با ادامه روتد توسعه اراضی دچار شسکت خواهیم شد. به جای بخش کشاورزی توسعه در صنایع را از سر بگیریم. صنایعی که منطبق بر محیط زیست هستند و آسیبی به آن نمی زنند. در یک کلام، باید به سمت توسعه پایدار برویم. باید آموزش دهیم و به ویژه در بخش کشاورزی فرهنگ سازی کنیم. در این صورت است که می توان بخش های مختلف جامعه؛ از کشاورزان گرفته تا سایر عوامل نیروی کار، جوانان و حتی کودکان را آموزش داد و آنها را با مسائل مربوط به توسعه پایدار آشنا کرد، تا بیاموزند که در درجه اول به جای بهره برداری صرف از طبیعت اول به آن احترام بگذارند. توسعه پایدار را در ایران چگونه می بینید؟ متاسفانه مدیران دست اندر کار در کشور ما، اصلاً ذهنیت مبنی بر توسعه پایدار ندارند. در نتیجه کنش هایی هم در این زمینه نخواهند داشت. باید بیشتر مطالعه کرد. تا کم کم در تمام بخش ها فراگیر شده و اجرایی گردد.
دیدگاه ها
شما نیز دیدگاه خود را ثبت نمایید
نام *
پست الکترونیک *
4 + 6 =