گفتگو با اینانلو دوستدار مستند ساز طبیعت ایران

تاریخ نشر: 1391/05/10 تعداد بازدید: 2208 کد خبر: tdlfdrsq


متن گفتگو : 
جناب آقای اینانلو شما که طبیعت ایران را می شناسید شرایط آب درکشور را چگونه می بینید؟
آب یکی از 4 عنصر مورد تقدیس ایرانی ها بوده. ما برای آب ایزد بانو داشته ایم. آناهیتا ایزد بانوی آب است. آب آنقدر برای ما عزیز و گرامی و مقدس بود که آلودن آن را گناه بزرگی می شمردیم. در خیلی از آثار باستانی، شما می توانید مظاهر تقدس آب را ببینید. مثلاً در معبد های بی شاپور یا معبد های کرند کرمانشاه. همان گونه که می دانید ما در منطقه خشکی قرار گرفته ایم. اگر کوه زایی های درون فلات کشور ما نبود، تقریباً می توانست طبیعت کشور، مثل همسایه های جنوبی خلیج فارس باشد. اما خوشبختانه کوه های البرز در سرتاسر شمال و کوه های زاگرس و سایر کوه های داخلی وجود دارد. این کوه زایی ها باعث اختلاف درجه حرارت در کشور شده، این اختلاف درجه حرارت تا 100 درجه سانتیگراد می رسد. اختلاف ارتفاع هم بیشتر از 6000 هزار متر هست، یعنی قله کوه دماوند نزدیک 6000 متر ارتفاع دارد. در کویر لوت، ما جاهایی داریم که 200 تا 300 متر از سطح دریای آزاد پایین تر هستند. در اثر این اختلاف ارتفاع و اختلاف دما، در کشور اقلیم های گوناگونی به وجود آمده. اما کماکان کشور ما از نظر آب غنی نیست و وابسته است به ابرهایی که از طرف شمال و سیبری می آید و در البرز انبار می شود و ابرهایی که از اقیانوس اطلس و مدیترانه می آیند و در زاگرس انبار می شوند. عمده آب ما از این دو رشته کوه به دست می آید. شرایط رشته کوه البرز و زاگرس هم از نظر آب رسانی به زمین های کشور با هم فرق دارند. برای اینکه البرز، به خصوص در حاشیه شمالی اش خیلی کوتاه است. یعنی رودخانه ها به محض این که تشکیل می شوند، با فاصله خیلی کمی به دریای خزر می ریزند و فقط همان حاشیه کم عرض سبز شمال کشور را برای ما ایجاد می کند. در حالی که حوضه گیلان یکی از پرآب ترین و پر باران ترین مناطق کشور است و در حدود 2500 میلی متر در سال بارندگی دارد. ولی حوضه زاگرس از شمال غربی تا جنوب شرقی امتداد دارد و پر آب ترین و طولانی ترین رودهای کشور در زاگرس جاری است. بعضی از رودها که از زاگرس سرچشمه می گیرد، گاه تا 300 کیلومتر ادامه دارد. مثلاً رود کارون، رود کرخه، رودگاماسیاب، از زاگرس سر چشمه می گیرد. رود زاینده رود که سرتاسر دشت جی و اصفهان را مشرب می کند، از زاگرس به وسیله تونل های کوهرنگ به دشت مرکزی آورده می شود. بدلیل همین کم آبی، ایرانی ها از دیر باز فکر کردند که با آب چگونه رفتار کنند. آب هایی که از کوهستان ها سر چشمه می گیرد، بالاخره می رود داخل زمین. استحصال دوباره این آب از زیر زمین به هوشمندی زیادی احتیاج داشت، که اجداد ما به خوبی از این هوشمندی بر خوردار بودند. یکی از بهترین اقداماتی که انجام دادند قنات بود. چینی ها اخیراً ادعا کردندکه قنات از ابداعات آنها است، ولی این غلط است. قنات از ابداعات ایرانی ها است. ما حتی درزمان پیش از هخامنشیان، هم قنات داشتیم و اجداد ما که حکومت مادها را تشکیل داده بودند، قنات را می شناختند، در نتیجه قضیه قنات بر می گردد به حدوداً 3000 سال پیش. ما طولانی ترین قنات ها را در ایران داریم. عمیق ترین قنات جهان در منطقه بی دخت خراسان است که 300 متر عمقش است. ما الان با دستگاه های جدید، اگر چاهی به عمق 300 متر بخواهید حفر کنیم. به مشکل بر می خوریم. وقتی 20 متر چاه می کنیم، هوا به چاه کن نمی رسد و مسموم می شود. حالا این ها 300 متر را چه جوری هوا دهی می کردند؟ چه فنی داشته اند که این 300 متر را محاسبه کنند که صاف پایین برود و ریزش نکند؟ اصلاً شما 300 متر طناب را وزن کنید ببینید چقدر می شود، تازه با این طناب از آن عمق خاک ها را بالا می کشیدند. برای اینکه چاه ها را به هم وصل کنند، از نور شمع و نخ استفاده می کردند تا به مظهر قنات برسند. الان ما تعداد زیادی قنات داریم که ساخت شان بیشتر شبیه به اسطوره است. مثل قنات جوپار کرمان. مثل قنات دو طبقه بردستان که یک مسیر آب از طرفی می رود و مسیر دیگر از طرفی دیگر. این ها از نظر معماری شاهکار هستند و میراث فرهنگی باید آنها را به ثبت برساند. از زمانی که جمعیت دنیا زیاد شد، بشر مجبور شد که آب را تقسیم کند. در تقسیم آب هم از ایرانی ها رفتار هوشمندانه ای می بینید. به عنوان مثال به شوشتر که بروید، مجموعه ای از 33 آسیاب مربوط به دوران ساسانی وجود دارد که به وسیله سدی به نام "بند میزان" تقسیم آب برای این آسیاب ها انجام می شده، که از هوشمندانه ترین مهندسی هایی است که بشر تا به امروز راجع به آب انجام داده. این همه نشان می دهد که آب برای ما، بسیار عزیز و گران بها بوده. 
آیا در حال حاضر چنین احترامی برای آب وجود دارد؟ 
چند روز پیش در کرمان بودم، یک لوله آب ترکیده بود که حدود 6 اینچ آب از این لوله بیرون می آمد، مردم داشتند با آن ماشین هایشان را می شستند. به جای اینکه اطلاع بدهند که آقا بیایید جلو این آب را که هدر می رود بگیرید. این واقعیت است. شما بروید کنار هر رودخانه، مثلاً همین رودخانه جاجرود. تا جایی که ماشین بتواند کنار رودخانه برود، مردم اولین کاری که می کنند، شستن 
ماشین هایشان است. شما بیایید بروید 40 کیلومتر پایین تر از تهران، محله جواد آباد ورامین را 
رد کنید، می رسید به محلی که زمین های کشاورزی در آن هست. ببینید چه چیزهایی در آب آنجا پیدا می کنید. از پلاستیک و پوست پفک گرفته، انواع و اقسام اشغال های مختلف. این کدام آب است. این همان آبی است که از البرز جاری می شود. شما چرا در سربند این آب را زلال می بینید و در ورامین آلوده. اصلاً لازم نیست خیلی راه دور بروید. به هر خیابانی که دلتان می خواهد سر بزنید، می بینید بعضی مغازه دارها و میوه فروشی ها، آشغال های مغازه شان را می ریزند توی پیاده رو و بعد خیلی راحت جارو می کنند و می ریزند توی جوی تا آب ببرد. به نظر من یکی از کارهای بدی که ما تلویزیونی ها کردیم، معرفی محل های بکر سرزمین مان بود به مردمی که فرهنگ استفاده از آن را ندارند، مثل تنگه واشی نزدیک فیروز کوه. موقعی که برای اولین بار من این تنگه را دیدم، اصلا حیرت کردم از زیبایی های چمن زارها، رودخانه و آبگیرهایش. در یک برنامه تلویزیونی تنگه واشی را به مردم معرفی کردم. الان اگر شما بروید در آب به آن زلالی، بیست هزار بطری پلاستیکی می بینید. من نمی دانم آدم چگونه دلش می آیدکه پلاستیک را توی اون آب بیاندازد. من فیلمی در مورد آب تهیه کرده ام که پسرم آرش کارگردانش است. این فیلم دریاچه سد لار را نشان می دهد. ببینید چقدر زباله داخلش هست. دریاچه سد لتیان هم همین طور. انواع پس آب های صنعتی و کشاورزی مستقیماً می آید داخل رودخانه زردبند.
چه شد که آن احترامی که برای آب قائل بودیم از بین رفت؟
ببینید اصولاً نه آب، بلکه هر چیز دیگری را که آسان و رایگان در اختیار مردم قرار دهید، قدرش را نمی دانند. موقعی که ما آب را کردیم توی شیر و به آسانی در اختیار مردم گذاشتیم، دیگر مردم و نسل های جدید اهمیتش را در ک نکردند و قدرش را ندانستند. در طی پنجاه، شصت سال گذشته، من شاهد بودم که به تدریج مردم یاد گرفتند یک شیر را باز کنند، آب سرد بیاید و یک شیر دیگر را باز کنند، آب گرم بیاید. آن وقت فکر کنند این شیر وصل است به یک منبع لایزال که هیچ وقت تمام نمی شود. فرهنگ سازی نکردیم راجع به این موضوع و در اثر عدم فرهنگ سازی، آب را بی ارزش کردیم. یادم می آید 58 سال پیش که از ایل و روستا به تهران آمدیم، چند چیز برایم جالب بود. یکی اتومبیل بود که خیلی کم دیده بودم، یکی بستنی بود که اصلاً ندیده بودم، یکی برق بود. یکی هم شیوه نگهداری آب بود. همه خانه ها آب انبار بزرگی داشتند و هر محله میرآب داشت. فکر نکنید این حرف ها مال عهد قجر است، نه مال 58 سال پیش است. میرآب می آمد آب ها را تقسیم می کرد و آب از توی جوب می آمد و آب انبار را پر می کرد، ما از همان آب برای کلیه مصارف استفاده می کردیم. البته هر روز با گاری، آب خوردن را می آوردند که معروف بود به آب شاه. هرکس در مصرف آب دقت نمی کرد، تا نوبت بعد بی آب می ماند. در این شرایط کسی نمی توانست به آب بی احترامی کند. 
آیا در سایر نقاط جهان هم با آب این گونه بر خورد می شود؟ 
اکثر جاها ، نه. مثلاً کانادا که من پارسال آنجا بودم و 6000 کیلومتر مسافرت زمینی کردم، شما هر کجای کانادا که می روید، آب می بینید. دریاچه یا رودخانه می بینید. ولی به قدری دقیق مواظب هستند و مدیریت می کنند که آب آلوده نشود . در طول این سفر من حتی یک بطری پلاستیکی یا پوست پفک، در طبیعت و یا در رودخانه ندیدم. آمریکا هم همینطور. مثلاً آبشار نیاگارا با آن عظمت را اگر پی بگیرید تا دریاچه های پنج گانه، قدم به قدم می توانید بینید که کوچک ترین رودخانه ها و نهرها چگونه مدیریت می شوند. در هندوستان دیدیم که به آب بی حرمتی می شود که آن هم به خاطر فرهنگ شان است، متاسفانه نمی شود آن فرهنگ را ازشان گرفت، مرده شان را در رودخانه گنگ می شویند، خاکستر هایش را توی رودخانه می ریزند و بعد هم از همان آب می خورند و خودشان را تطهیر می کنند. توی آفریقا من دیدم که مردم با زحمت بسیار و از فواصل خیلی دور آب را قطره قطره به دست می آوردند. در سری لانکا دیدم که آب به شدت مدیریت می شود. با تردید نمی گویم با تحقیق می گویم. در هیچ کجا از دنیا آنقدر که ما با آب بد رفتاری می کنیم، من ندیدم کسی با آب بد رفتاری کند. 
حالا با وجود مشکل کم آبی و رشد جمعیت چه باید کرد؟ 
اصولا هزاره سوم بر عکس آن که اسمش را هزاره الکترونیک و ارتباطات می گذارند، هزاره آب است. اگر در قرنی که ما داخلش هستیم جنگی اتفاق بیافتد، بر سرآب شیرین خواهد بود. ما باید آب را مدیریت و صرفه جویی کنیم. مدیریت و صرفه جویی راه دارد. ما نه علم را بر عمل و نه عمل را بر علم باید ترجیح بدهیم. باید تجریبه و علم را هم زمان با هم به کار ببریم. مثلاً اگر بخشنامه ای صادر شود که همه جا برای صرفه جویی در آب کشاورزی، می بایست از آبیاری قطره ای تحت فشار استفاده شود، یا از آبیاری بارانی استفاده کنید، خوب این غلط است. کشور ما کشوری است با اقلیم های گوناگون. همان بخشنامه ای که در آذر بایجان صادر می شود، در کرمان یا دشت قزوین نمی تواند انجام شود. چون دشت قزوین آب اش پر از املاح است. میلیون ها میلیون تومان وام می دهند به کشاورز که 
لوله هایی را می گذارد سر مزرعه اش. لوله ها از 18 اینچ می آید به کوچکتر و کوچکتر تقسیم 
می شود تا بیاید سر محصول. لوله های باریک 2 سال نشده، با املاح آب کور می شود. نتیجه این 
می شود که کشاورز، تمام لوله ها را چون آب نمی رساند، جمع می کند و دوباره می رود سرآبیاری سنتی و بدهکار می شود به بانک. ببینید در دشت قزوین چقدر کشاورز بدهکار به بانک وجود دارد، که لوله هایشان را جمع کرده و انداخته اند گوشه انبار. بنابراین آبیاری قطره ای در جایی خوب است که املاح آب کم است. مثلاً آبیاری بارانی، در جایی که باد زیاد است، اصلاً خوب نیست. همین دشت قزوین دو جور باد دارد. باد "مد" که از شمال غربی می آید و باد "راز" که از جنوب شرقی می آید. در هر صورت کشاورز موفق نمی شود آبیاری بارانی انجام دهد، چون وقتی آب را باز می کند، با توجه به گرما، تا بیاید برسد به زمین70 درصدش تبخیر شده است. یعنی نه تنها صرفه جویی نکرده، بلکه ضرر و لطمه هم زده. باقی مانده آب هم به جاهایی از زمین که باید برسد نمی رسد، می رود 5 تا 10 متر آن طرف تر. علاوه بر آن خاک آنجا شور است. موقعی که آب را از بالا می ریزند روی محصول، شوره ها می آید بالا و زمین کشاورزی خراب می شود. علاوه بر آن از بالا که آب روی چغندر و یا هر سبزی دیگری ریخته شود، قطرات آب مثل ذره بین اثر می کند و برگ را می سوزاند. بنابر این شما نمی توانید یک بخشنامه صادر کنید که همان رفتاری که در آذربایجان با آب می شود، در ترکمن صحرا و یا گیلان و یا کرمان هم بشود. باید برای اقلیم های گوناگون روش های گوناگون به کار برد. مثلاً در همین دشت قزوین که من و برادرم در آنجا کشاورزی می کنیم، بعد از 3 سال دوندگی و استدلال، بالاخره به آقایان وزارت نیرو و جهاد کشاورزی قبولاندیم که در این منطقه بهترین کار این است که از تبخیر جلوگیری کنیم. یعنی از موتورآب تا سرِ زمین به وسیله لوله، آب را انتقال بدهیم. یعنی جای اینکه 5 کیلومتر آب، در جوب گلی یا سیمانی و در زیر تابش آفتاب تبخیر شود، این مسافت را در لوله طی کند. آنجا دیگر بگذاریم آب خودش تا پای محصول برود. 
در واقع شما می خواهید به نقش خود مردم در اداره امور اشاره کنید؟ 
صد در صد همین است. چون مردمی که دارند کشاورزی می کنند، جد در جد کشاورز بوده اند. یعنی دانش تجربی دارند که بر می گردد به چند هزار سال پیش. ارگان های دولتی ممکن است یک مهندس را که شغل پدرش مثلاً کارمند اداره بوده را، حالا به دلیل این که 4 سال در دانشگاه، مهندسی کشاورزی خوانده و 4 تا مطلب هم در کتاب ها یاد گرفته، و فکر می کند همان ها درست است، و اصلاً زمین کشاورزی را ندیده، می کنند معاون فلان وزارت خانه و یا مدیر فلان قسمت کشاورزی استان و او می خواهد چیزهایی که درکتاب خوانده و در زمین قابل اجرا نیست، به کشاورزها بخشنامه بکند. مقام دولتی هم هست و کسی هم چیزی به او نمی تواند بگوید. در حالی که باید بیاید با منطقه آشنا شود و از تجریبات و دانش تجربی کشاورزان استفاده کند، تا بتواند کار کند. 
با تشکر از وقتی که در اختیار ماهنامه KWC گذاشتید.‏Photo: گفتگو با محمدعلی اینانلو مستندساز و طبیعت شناس
http://www.kwciran.com/mahnameh/Mahnameh.aspx
متن گفتگو : 
جناب آقای اینانلو شما که طبیعت ایران را می شناسید شرایط آب درکشور را چگونه می بینید؟
آب یکی از 4 عنصر مورد تقدیس ایرانی ها بوده. ما برای آب ایزد بانو داشته ایم. آناهیتا ایزد بانوی آب است. آب آنقدر برای ما عزیز و گرامی و مقدس بود که آلودن آن را گناه بزرگی می شمردیم. در خیلی از آثار باستانی، شما می توانید مظاهر تقدس آب را ببینید. مثلاً در معبد های بی شاپور یا معبد های کرند کرمانشاه. همان گونه که می دانید ما در منطقه خشکی قرار گرفته ایم. اگر کوه زایی های درون فلات کشور ما نبود، تقریباً  می توانست طبیعت کشور، مثل همسایه های جنوبی خلیج فارس باشد. اما خوشبختانه کوه های البرز در سرتاسر شمال و کوه های زاگرس و سایر کوه های داخلی وجود دارد. این کوه زایی ها باعث اختلاف درجه حرارت در کشور شده، این اختلاف درجه حرارت تا 100 درجه سانتیگراد می رسد. اختلاف ارتفاع هم بیشتر از 6000 هزار متر هست، یعنی قله کوه دماوند نزدیک 6000 متر ارتفاع دارد. در کویر لوت، ما جاهایی داریم که 200 تا 300 متر از  سطح دریای آزاد پایین تر هستند. در اثر این اختلاف ارتفاع و اختلاف دما، در کشور اقلیم های گوناگونی به وجود آمده. اما کماکان کشور ما از نظر آب غنی نیست و وابسته است به ابرهایی که از طرف شمال و سیبری می آید و در البرز انبار می شود و ابرهایی که از اقیانوس اطلس و مدیترانه می آیند و در زاگرس انبار می شوند. عمده آب ما از این دو رشته کوه به دست می آید. شرایط رشته کوه البرز و زاگرس هم از نظر آب رسانی به زمین های کشور با هم فرق دارند. برای اینکه البرز، به خصوص در حاشیه شمالی اش خیلی کوتاه است. یعنی رودخانه ها به محض این که تشکیل می شوند، با فاصله خیلی کمی به دریای خزر می ریزند و فقط همان حاشیه کم عرض سبز شمال کشور را برای ما ایجاد می کند. در حالی که حوضه گیلان یکی از پرآب ترین و پر باران ترین مناطق کشور است و در حدود 2500 میلی متر در سال بارندگی دارد. ولی حوضه زاگرس از شمال غربی تا جنوب شرقی امتداد دارد و پر آب ترین و طولانی ترین رودهای کشور در زاگرس جاری است. بعضی از رودها که از زاگرس سرچشمه می گیرد، گاه تا 300 کیلومتر ادامه دارد. مثلاً رود کارون، رود کرخه، رودگاماسیاب، از زاگرس سر چشمه می گیرد. رود زاینده رود که سرتاسر دشت جی و اصفهان را مشرب می کند، از زاگرس به وسیله تونل های کوهرنگ به دشت مرکزی آورده می شود. بدلیل همین کم آبی، ایرانی ها از دیر  باز فکر کردند که با آب چگونه رفتار کنند. آب هایی که از کوهستان ها سر چشمه می گیرد، بالاخره می رود داخل زمین. استحصال دوباره این آب از زیر زمین به هوشمندی زیادی احتیاج داشت، که اجداد ما به خوبی از این هوشمندی بر خوردار بودند. یکی از بهترین اقداماتی که انجام دادند قنات بود. چینی ها اخیراً ادعا کردندکه قنات از ابداعات آنها است، ولی این غلط است. قنات از ابداعات ایرانی ها است. ما حتی درزمان پیش از هخامنشیان، هم قنات داشتیم و اجداد ما که حکومت مادها را تشکیل داده بودند، قنات را می شناختند، در نتیجه قضیه قنات بر می گردد به حدوداً 3000 سال پیش. ما طولانی ترین قنات ها را در ایران  داریم. عمیق ترین قنات جهان در منطقه بی دخت خراسان است که 300 متر عمقش است. ما الان با دستگاه های جدید، اگر چاهی به عمق 300 متر بخواهید حفر کنیم. به مشکل بر می خوریم. وقتی 20 متر چاه می کنیم، هوا به چاه کن نمی رسد و مسموم می شود. حالا این ها 300 متر را چه جوری هوا دهی می کردند؟ چه فنی داشته اند که این 300 متر را محاسبه کنند که صاف پایین برود و ریزش نکند؟ اصلاً شما 300 متر طناب را وزن کنید ببینید چقدر می شود، تازه با این طناب از آن عمق خاک ها را بالا می کشیدند. برای اینکه چاه ها را به هم وصل کنند، از نور شمع و نخ استفاده می کردند تا به مظهر قنات برسند. الان ما تعداد زیادی قنات داریم که ساخت شان بیشتر شبیه به اسطوره است. مثل قنات جوپار کرمان. مثل قنات دو طبقه بردستان که یک مسیر آب از طرفی می رود و مسیر دیگر از طرفی دیگر. این ها از نظر معماری شاهکار هستند و میراث فرهنگی باید آنها را به ثبت برساند. از زمانی که جمعیت دنیا زیاد شد، بشر مجبور شد که آب را تقسیم کند. در تقسیم آب هم از ایرانی ها رفتار هوشمندانه ای می بینید. به عنوان مثال به شوشتر که بروید، مجموعه ای از 33 آسیاب مربوط به دوران ساسانی وجود دارد که به وسیله سدی به نام
دیدگاه ها
شما نیز دیدگاه خود را ثبت نمایید
نام *
پست الکترونیک *
6 + 4 =